orbed

/ɔrbd/
orba spherical object or globe-edpast participle suffix
adjective (صفت)literary

صفت — کروی

کرویگرد

دارای شکل گرد یا کروی (صفت گذشته از 'orb').

Having a round or spherical shape (past participle of 'orb').

«چراغ‌های کروی به صورت ضعیف در آسمان می‌درخشیدند.»

The orbed lights shone faintly in the sky.

«او گردنبند کروی شکلی به گردنش آویخته بود.»

She wore an orbed pendant around her neck.

تفاوت با واژه‌های مشابه
roundگرد

رایج. به شکل دایره‌ای یا کروی اشاره دارد؛ مشابه orbed.

Common. Means circular or spherical shape; similar to 'orbed'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000