در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دانشمندی که درباره پرندگان تحقیق و مطالعه میکند.
A scientist who studies birds.
«پرندهشناس چند پرنده نادر را شناسایی کرد.»
“The ornithologist identified several rare birds.”
«او یک پرندهشناس باتجربه است که درباره مهاجرت مطالعه میکند.»
“She is an experienced ornithologist studying migration.”