در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برای بیان وظیفه یا توصیه قوی استفاده میشود.
Used to express duty or strong recommendation.
«باید برای رفتارت عذرخواهی کنی.»
“You ought to apologize for your behavior.”
«آنها باید تا الان رسیده باشند.»
“They ought to arrive by now.”
رایج. بیانگر الزام، وظیفه، یا آنچه صحیح یا توصیه شده است. در بیشتر زمینهها تا حد زیادی با 'ought to' قابل جایگزینی است، اگرچه 'ought to' گاهی اوقات ممکن است کمی قویتر یا رسمیتر به نظر برسد. 'باید بروی' در مقابل 'شایسته است که بروی'.
Common. Expresses obligation, duty, or what is correct or advisable. Largely interchangeable with 'ought to' in most contexts, though 'ought to' can sometimes feel slightly stronger or more formal. 'You should go' vs 'you ought to go'.
رایج. بیانگر ضرورت یا الزام قوی، اغلب درونی یا تحمیل شده توسط قانون. قویتر از 'ought to'. 'باید از قانون اطاعت کنی' یک دستور است، 'شایسته است از قانون اطاعت کنی' یک توصیه قوی است.
Common. Expresses strong necessity or obligation, often internal or imposed by a rule. Stronger than 'ought to'. 'You must obey the law' is a command, 'you ought to obey the law' is a strong recommendation.
برای بیان احتمال یا انتظار استفاده میشود.
Used to express probability or expectation.
«آن غذا باید برای همه کافی باشد.»
“That ought to be enough food for everyone.”
«بسته باید امروز بعدازظهر برسد.»
رایج. میتواند بیانگر انتظار یا احتمال باشد. 'باید تا فردا اینجا باشد' تا حد زیادی با 'قرار است تا فردا اینجا باشد' قابل جایگزینی است.
Common. Can express expectation or probability. 'It should be here by tomorrow' is largely interchangeable with 'it ought to be here by tomorrow'.
رایج. چیزی را محتمل دانستن. مترادف مستقیمی برای 'ought to' نیست اما معنای انتظار را دربرمیگیرد. 'من انتظار دارم او زنگ بزند' در مقابل 'او باید زنگ بزند'.
Common. To regard something as likely to happen. Not a direct synonym for 'ought to' but captures the sense of expectation. 'I expect him to call' vs 'he ought to call'.