outfacing

out·fac·ing/ˌaʊtˈfeɪsɪŋ/
out-surpass / confront boldlyfaceto confront / to look at
verb (فعل)commonpast (گذشته): outfacedpast participle (مفعولی): outfaced-ing (حال): outfacing3rd (سوم): outfaces

فعل — مقابله کردن

مقابله کردنچشم در چشم شدن

با شجاعت و بدون ترس با کسی روبرو شدن، یا خیره شدن به دیگری تا او از میدان در رود.

To confront someone boldly and without fear, or to stare down.

«او در طول رویارویی پرتنش با حریف خود مقابله می‌کرد.»

He was outfacing his opponent during the tense standoff.

«با وجود تهدید، او با آرامش و قاطعیت با آنها مقابله می‌کرد.»

Despite the threat, she was outfacing them with calm determination.

تفاوت با واژه‌های مشابه
confrontingمقابله کردن

متداول. گسترده‌تر از 'outfacing' است، به معنای روبرو شدن یا برخورد با یک موقعیت یا شخص دشوار. 'مقابله با یک مشکل' درست است، اما 'چشم در چشم شدن با یک مشکل' کمتر طبیعی است. 'Outfacing' به معنای یک برخورد مستقیم و اغلب تهدیدآمیز شخصی است.

Common. Broader than 'outfacing', means to meet or deal with a difficult situation or person. 'Confronting a problem' works, but 'outfacing a problem' is less natural. 'Outfacing' implies a direct, often intimidating, personal encounter.

defyingبه چالش کشیدن

متداول. به معنای مقاومت یا نافرمانی آشکار است. 'به چالش کشیدن اقتدار' درست است، اما 'چشم در چشم شدن با اقتدار' بیشتر به چالش کشیدن مستقیم و شخصی از طریق حضور است، نه فقط امتناع از اطاعت.

Common. Implies open resistance or disobedience. 'Defying authority' works, but 'outfacing authority' is more about a direct, personal challenge through presence, rather than just refusal to obey.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000