defying

de·fy·ing/dɪˈfaɪɪŋ/
de-away, againstfymake or do-ingpresent participle suffix
verb (فعل)commonpast (گذشته): defiedpast participle (مفعولی): defied-ing (حال): defying3rd (سوم): defies

فعل — سرپیچی کردن

سرپیچی کردنمقاومت کردن

به طور آشکار مقاومت کردن یا از اطاعت سرباز زدن.

To openly resist or refuse to obey.

«آنها به دستورات دولت سرپیچی می‌کنند.»

They are defying the government’s orders.

«او همچنان از قوانین سرپیچی می‌کند.»

He keeps defying the rules.

تفاوت با واژه‌های مشابه
resistمقاومت کردن

رایج. معنی مشابه، در بسیاری از زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning, can replace defy in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000