verb (فعل)commonpast (گذشته): defiedpast participle (مفعولی): defied-ing (حال): defying3rd (سوم): defies
فعل — سرپیچی کردن
سرپیچی کردنمقاومت کردن
به طور آشکار مقاومت کردن یا از اطاعت سرباز زدن.
To openly resist or refuse to obey.
«آنها به دستورات دولت سرپیچی میکنند.»
“They are defying the government’s orders.”
«او همچنان از قوانین سرپیچی میکند.»
“He keeps defying the rules.”
تفاوت با واژههای مشابه
resist— مقاومت کردن
رایج. معنی مشابه، در بسیاری از زمینهها قابل جایگزینی است.
Common. Similar meaning, can replace defy in many contexts.