defunct

de·funct/dɪˈfʌŋkt/
de-away / fromfunctperform / do
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more defunctsuperlative (عالی): most defunct

صفت — منسوخ

منسوخاز کار افتادهمتوقف شدهنابود شده

چیزی که دیگر وجود ندارد یا کار نمی‌کند.

No longer existing or functioning.

«دارایی‌های شرکت منحل شده فروخته شد.»

The defunct company's assets were sold off.

«کارخانه قدیمی سال‌هاست که از کار افتاده است.»

The old factory has been defunct for years.

تفاوت با واژه‌های مشابه
obsoleteکهنه

رایج. به چیزی اطلاق می‌شود که دیگر تولید یا استفاده نمی‌شود، اغلب به این دلیل که چیز جدیدتر یا بهتری وجود دارد، اما لزوماً به معنای از کار افتادن کامل نیست. 'یک فلاپی دیسک منسوخ شده است' اما ممکن است هنوز کار کند. 'یک شرکت منحل شده' کاملاً از بین رفته است. مثال: 'این نرم‌افزار منسوخ شده است، اما هنوز روی سیستم‌های قدیمی اجرا می‌شود'.

Common. Refers to something no longer produced or used, often because something newer or better exists, but doesn't necessarily imply it's non-functional. 'A floppy disk is obsolete,' but it might still work. 'A defunct company' is completely gone. Example: 'This software is obsolete, but it still runs on old systems.'

extinctمنقرض شده

رایج. عمدتاً برای گونه‌ها، زبان‌ها یا مفاهیمی استفاده می‌شود که کاملاً از بین رفته‌اند. در حالی که یک شرکت منحل شده دیگر وجود ندارد، 'منقرض شده' حس قوی‌تری از ناپدید شدن طبیعی برگشت‌ناپذیر را دارد. مثال: 'دایناسورها منقرض شده‌اند'، نه معمولاً 'آن شرکت منقرض شده است'.

Common. Primarily used for species, languages, or concepts that have died out completely. While a defunct company no longer exists, 'extinct' carries a stronger sense of irreversible natural disappearance. Example: 'Dinosaurs are extinct,' not typically 'that company is extinct.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000