deftly

deft·ly/ˈdɛftli/
deftskillful-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): deftposition (جایگاه): end

قید — به‌طور ماهرانه

به‌طور ماهرانهزیرکانه

به شیوه‌ای ماهرانه و سریع

In a skillful and quick manner.

«او ماهرانه گلدان شکسته را تعمیر کرد.»

She deftly repaired the broken vase.

«او با زیرکی از سوال اجتناب کرد.»

He deftly avoided the question.

تفاوت با واژه‌های مشابه
skillfullyماهرانه

متداول. تأکید بر داشتن مهارت برای انجام کاری.

Common. Emphasizes having skill in doing something.

quicklyسریعاً

متداول. بر سرعت تأکید دارد اما مهارت نه.

Common. Emphasizes speed but not necessarily skill.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000