outfitting

out·fit·ting/ˈaʊtfɪtɪŋ/
1noun (اسم)common

اسم — تأمین تجهیزات

تأمین تجهیزاتلباس‌پوشی

عمل یا فرایند تأمین تجهیزات یا لباس برای هدفی مشخص.

The act or process of providing equipment or clothing for a purpose.

«تأمین تجهیزات کوهنوردان چند ساعت طول کشید.»

The outfitting of the hikers took several hours.

«تأمین تجهیزات برای سربازان ضروری است.»

Outfitting the soldiers with gear is essential.

2verb (فعل)commonpast (گذشته): outfittedpast participle (مفعولی): outfitted-ing (حال): outfitting3rd (سوم): outfits

فعل — تجهیز کردن

تجهیز کردنلباس پوشاندن

تأمین لباس یا تجهیزات لازم برای کسی یا چیزی.

Providing someone or something with necessary clothing or equipment.

«آن‌ها تیم را با لباس‌های جدید تجهیز می‌کنند.»

They are outfitting the team with new uniforms.

«قایق را برای سفر مجهز کردیم.»

We outfitted the boat for the journey.

تفاوت با واژه‌های مشابه
equipمجهز کردن

رسمی؛ در بیشتر متن‌ها قابل جایگزینی است.

Formal; can be used interchangeably in most contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000