در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
برخی قوانین آن را ممنوع یا غیرقانونی اعلام کردهاند.
Made illegal or forbidden by law.
«سیگار کشیدن در اماکن عمومی ممنوع است.»
“Smoking is outlawed in public places.”
«استفاده از این آفتکشها ممنوع شده است.»
“The use of these pesticides has been outlawed.”
رایج. در زمینه حقوقی برای موارد ممنوع یا غیرقانونی قابلجایگزینی است.
Common. Interchangeable in legal contexts describing something forbidden by law.
رایج/غیررسمی. معادل outlawed است زمانی که به ممنوعیتها توسط مقامات اشاره دارد.
Common/informal. Synonymous with outlawed when referring to prohibitions, especially by authorities.