ban

/bæn/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): bannedpast participle (مفعولی): banned-ing (حال): banning3rd (سوم): bans

فعل — ممنوع کردن

ممنوع کردنمنع کردن

رسماً یا قانونی چیزی را ممنوع کردن.

Officially or legally prohibit something.

«شهر سیگار کشیدن در مکان‌های عمومی را ممنوع کرد.»

The city banned smoking in public places.

«کیسه‌های پلاستیکی سال گذشته ممنوع شدند.»

Plastic bags were banned last year.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prohibitممنوع کردن

رسمی. تقریبا در زمینه‌های قانونی یا رسمی جایگزین ban می‌شود.

Formal. Almost interchangeable with ban in legal or official contexts.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): bans

اسم — ممنوعیت

ممنوعیتتحریم

ممنوعیت یا محدودیت رسمی.

An official prohibition or restriction.

«ممنوعیت سیگار کشیدن اعمال شد.»

The ban on smoking was enforced.

«ممنوعیت شکار گونه‌های در حال انقراض وجود دارد.»

There is a ban on hunting endangered species.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prohibitionممنوعیت

رسمی. معنی مشابه، محدودیت قانونی یا رسمی است.

Formal. Similar meaning, often legal or official restriction.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000