bamming

bam·ming/ˈbæmɪŋ/
verb (فعل)informalpast (گذشته): bammedpast participle (مفعولی): bammed-ing (حال): bamming3rd (سوم): bams

فعل — زدن

زدنکوبیدن

لفظ عامیانه به معنای ضربه زدن یا کوبیدن با زور (شکل استمراری bam).

Colloquial use meaning hitting or striking something with force (progressive form of 'bam').

«او با صدای بلند درام را می‌کوبید.»

He was bamming the drum loudly.

«آنها مدام در را می‌کوبیدند.»

They kept bamming on the door.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hittingزدن

اصطلاح کلی برای ضربه زدن.

General term for striking something.

smashingکوبیدن

بر ضربه‌ی قوی تأکید دارد.

Emphasizes forceful impact.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000