outlawed

out·lawed/ˈaʊtˌlɔːd/
out-outside, beyondlawrule or system of rules-edpast tense, doneoutlawedmade illegal or banned
adjective (صفت)common

صفت — غیرقانونی

غیرقانونیممنوع

برخی قوانین آن را ممنوع یا غیرقانونی اعلام کرده‌اند.

Made illegal or forbidden by law.

«سیگار کشیدن در اماکن عمومی ممنوع است.»

Smoking is outlawed in public places.

«استفاده از این آفت‌کش‌ها ممنوع شده است.»

The use of these pesticides has been outlawed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
illegalغیرقانونی

رایج. در زمینه حقوقی برای موارد ممنوع یا غیرقانونی قابل‌جایگزینی است.

Common. Interchangeable in legal contexts describing something forbidden by law.

bannedممنوع

رایج/غیررسمی. معادل outlawed است زمانی که به ممنوعیت‌ها توسط مقامات اشاره دارد.

Common/informal. Synonymous with outlawed when referring to prohibitions, especially by authorities.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000