outliving

out·liv·ing/ˌaʊtˈlɪvɪŋ/
out-beyond, longer thanliveto have life-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): outlivedpast participle (مفعولی): outlived-ing (حال): outliving3rd (سوم): outlives

فعل — بیشتر زنده ماندن

بیشتر زنده ماندنپاسخ دادن از

بیشتر از کسی یا چیزی زندگی کردن، زنده ماندن فراتر از زمان مشخص.

Living longer than someone or something else; surviving beyond a certain time.

«او از همه خواهر و برادرهایش بیشتر زندگی می‌کند.»

She is outliving all her siblings.

«برخی فناوری‌ها بیشتر از کاربردشان دوام می‌آورند.»

Some technologies outlive their usefulness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surviveزنده ماندن

رایج. ادامه دادن زندگی پس از شخص یا رویداد دیگر.

Common. To continue living after another person or event.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000