در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مرده شدن قبل از شخص دیگر، مخصوصاً شخصی که انتظار میرود دیرتر بمیرد.
To die before another person, especially before someone who is expected to live longer.
«او پنج سال قبل از پدرش فوت کرد.»
“He predeceased his father by five years.”
«مستحق نباید قبل از وصیتکننده بمیرد.»