اسم — پاسگاههای مرزی
بخش دورافتادهای از یک کشور یا امپراتوری، که اغلب یک سکونتگاه یا پادگان نظامی برای دفاع یا تجارت است.
A remote part of a country or empire, often a settlement or military camp, for defense or trade.
«امپراتوری در طول مرزهای خود پاسگاههایی ایجاد کرد.»
“The empire established outposts along its borders.”
«دانشمندان برای مطالعه مناطق دورافتاده ایستگاههایی برپا کردند.»
“Scientists set up outposts to study the remote regions.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. به هر مکانی که مردم جامعهای را تشکیل میدهند اشاره دارد. از 'outpost' گستردهتر است زیرا لزوماً به دورافتادگی یا اهمیت استراتژیک اشاره نمیکند. میتواند برای 'outposts' استفاده شود اما ظرافت «پست بیرونی» را از دست میدهد.
Everyday. Refers to any place where people establish a community. Broader than 'outpost' as it doesn't necessarily imply remoteness or strategic importance. Can be used for 'outposts' but loses the nuance of being an 'out' post.
اسم — گروههای نگهبانی
فرد یا گروهی از افراد که در چنین مکان دورافتادهای مستقر شدهاند.
A person or group of people stationed at such a remote place.
«پاسگاهها فعالیت غیرعادی گزارش کردند.»
“The outposts reported unusual activity.”
«آنها یک گروه نگهبانی را برای بررسی صداهای عجیب فرستادند.»
“They sent an outpost to investigate the strange sounds.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/نظامی. به طور خاص به گروهی از نیروها اشاره دارد که در مکانی خاص مستقر شدهاند. رسمیتر و کاملاً نظامیتر از 'outposts' که به افراد اشاره دارد.
Formal/military. Specifically refers to a body of troops stationed in a particular place. More formal and exclusively military than 'outposts' referring to people.