outside job
out·side job/ˌaʊtˈsaɪd dʒɑb/
1noun (اسم)commonplural (جمع): outside jobs
اسم — کار جانبی
کار جانبیشغل دوم
کارِ پولیای که علاوه بر شغل اصلی انجام میشود.
Paid work done in addition to a person’s main job.
«او آخر هفتهها کار جانبی انجام میدهد.»
“She takes an outside job on weekends.”
«او از کارهای جانبی درآمد اضافی دارد.»
“He earns extra money from outside jobs.”
2noun (اسم)informalplural (جمع): outside jobs
اسم — کارِ فردِ بیرونی
کارِ فردِ بیرونیجرمِ بیرون از مجموعه
جرمی که شخصی بیرون از سازمان یا خانهٔ مربوط انجام داده است.
A crime committed by someone outside the organization or household involved.
«پلیس باور دارد دزدی کارِ فردی بیرون از مجموعه بوده است.»
“Police believe the theft was an outside job.”
«کارِ فردی از داخل مجموعه نبود، بلکه از بیرون بود.»
“It was not an inside job but an outside job.”