overblown

o·ver·blown/ˌoʊ.vɚˈbloʊn/
over-excessiveblowto move air or to exaggerate
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more overblownsuperlative (عالی): most overblown

صفت — غلو شده

غلو شدهبیش‌ازحد بزرگ‌نمایی شده

بیش از حد بزرگ‌نمایی شده یا با اهمیت بیشتر از واقع نشان داده شده.

Exaggerated or made to seem more important than it really is.

«انتقاد بیش از حد بزرگ‌نمایی شده و ناعادلانه بود.»

The criticism was overblown and unfair.

«ترس‌هایش بیش از حد بزرگ‌نمایی شده بودند.»

His fears turned out to be overblown.

تفاوت با واژه‌های مشابه
exaggeratedاغراق شده

رایج. یعنی چیزی بزرگ‌تر یا مهم‌تر از واقع نشان دادن؛ اغلب قابل جایگزین است.

Common. Means made to seem larger or more important; often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000