overbreed

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver·breed/ˌəʊvəˈbriːd/
over-excessively / too muchbreedto reproduce
verb (فعل)commonpast (گذشته): overbredpast participle (مفعولی): overbred-ing (حال): overbreeding3rd (سوم): overbreeds

فعل — بیش از حد تولید مثل کردن

بیش از حد تولید مثل کردنجمعیت را زیاد کردن

بیش از حد فرزند تولید کردن یا بیش از حد تولید مثل کردن، که اغلب منجر به مشکلاتی مانند ازدیاد جمعیت یا مسائل ژنتیکی می‌شود.

To produce too many offspring or to breed excessively, often leading to problems like overpopulation or genetic issues.

«بدون شکارچی، گوزن‌ها بیش از حد تولید مثل می‌کنند.»

Without predators, deer will overbreed.

«برخی صاحبان حیوانات خانگی به طور تصادفی حیوانات خود را بیش از حد تولید مثل می‌کنند.»

Some pet owners accidentally overbreed their animals.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overpopulateبیش از حد جمعیت دادن

رایج. مستقیماً به تعداد بیش از حد یک گونه در یک منطقه مشخص اشاره دارد. در حالی که 'overbreed' بر عمل تولید مثل که منجر به این وضعیت می‌شود تمرکز دارد، 'overpopulate' وضعیت حاصل را توصیف می‌کند. آنها مرتبط هستند اما کاملاً قابل تعویض نیستند. مثال: 'خرگوش‌ها می‌توانند یک جزیره را بیش از حد پرجمعیت کنند' و 'آنها اگر بدون کنترل رها شوند بیش از حد تولید مثل می‌کنند'.

Common. Directly refers to an excessive number of a species in a given area. While 'overbreed' focuses on the act of reproduction leading to this state, 'overpopulate' describes the resulting condition. They are related but not perfectly interchangeable. Example: 'Rabbits can overpopulate an island' and 'They overbreed if left unchecked'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000