adjective (صفت)common
صفت — بیشازحد سوخته
بیشازحد سوختهکربنی شده
بیش از حد سوخته یا کربنی شده؛ خیلی زیاد سوخته.
Burned too much or too strongly; excessively charred.
«تست بیش از حد سوخته بود و غیرقابل خوردن.»
“The toast was overburnt and inedible.”
«مراقب باش گوشت بیش از حد نسوزد.»
“Be careful not to serve overburnt meat.”
تفاوت با واژههای مشابه
charred— کربنی شده
رایج است و به سوختگی تا حد سیاه شدن اشاره دارد.
Common. Means burnt to a blackened state.