overheat

o·ver·heat/ˌoʊ.vɚˈhiːt/
over-excessiveheatto make warm or hot
verb (فعل)commonpast (گذشته): overheatedpast participle (مفعولی): overheated-ing (حال): overheating3rd (سوم): overheats

فعل — گرم شدن بیش از حد

گرم شدن بیش از حدداغ شدن زیاد

بیش از حد گرم شدن که معمولاً موجب آسیب یا خراب شدن می‌شود.

To become too hot, often causing damage or malfunction.

«اگر موتور زیاد داغ کرد، فوراً ماشین را متوقف کن.»

If the engine overheats, stop the car immediately.

«اگر کامپیوتر زیاد روشن بماند، ممکن است بیش از حد گرم شود.»

The computer can overheat if left on for too long.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000