overreaching

o·ver·reach·ing/ˌoʊ.vɚˈriː.tʃɪŋ/
over-excessivereachto stretch out-ingpresent participle
noun (اسم)formal

اسم — بیش‌روی

بیش‌رویتلاش فراتر از حد

تلاش برای انجام دادن بیش از حد توان یا بیرون رفتن از حد توان که معمولاً مشکل ایجاد می‌کند.

The act of trying to do too much or to extend beyond one's limits, often causing problems.

«بیش‌روی او در کسب‌وکار به شکست انجامید.»

His overreaching in business led to failure.

«بیش‌روی ممکن است پیامدهای جدی داشته باشد.»

Overreaching can cause serious consequences.

تفاوت با واژه‌های مشابه
overextensionبیش از حد تعمیم دادن

Formal. Similar meaning, often in figurative contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000