oversize

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

over·size/ˈoʊ·vərˌsɑɪz/
over-exceeding or too muchsizedimension or extent
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more oversizesuperlative (عالی): most oversize

صفت — بزرگ جثه

بزرگ جثهبزرگ‌تر از حد معمول

بزرگ‌تر از اندازه طبیعی یا استاندارد

larger than the normal or standard size

«او برای راحتی ژاکت بزرگ‌تر از اندازه معمول پوشید.»

He wore an oversize jacket for comfort.

«بسته بزرگ بود و نیاز به حمل ویژه داشت.»

The package was oversize and required special handling.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oversizedبزرگ جثه

رایج. اغلب به جای oversize برای ابعاد بزرگ به کار می‌رود.

Common. Often interchangeable with oversize for large dimensions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000