در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بازیای که در آن توپ با راکتهای کوچک به جلو و عقب زده میشود، معمولاً در زمین کوچک.
A game where a ball is hit back and forth using paddles, often played on a small court.
«آنها در پارک پدلبال بازی کردند.»
“They played paddleball at the park.”
«پدلبال نیاز به واکنش سریع دارد.»
“Paddleball requires quick reflexes.”