در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابزاری مسطح برای پارو زدن یا حرکت دادن قایق کوچک در آب.
A flat tool used to row or propel a small boat through the water.
«او پارو را گرفت و شروع به پارو زدن کرد.»
“He grabbed the paddle and started rowing.”
«قایق کانو دو پارو دارد.»
“The canoe has two paddles.”
معمولاً بلندتر است و در قایقهای بزرگتر استفاده میشود؛ همیشه قابل جایگزینی نیست.
Typically longer than a paddle, used in larger boats; not always interchangeable.
حرکت دادن قایق در آب با استفاده از پارو.
To move a boat through water using a paddle.
«آنها با پارو از دریاچه گذشتند.»
“They paddled across the lake.”
«من دوست دارم در آبهای آرام پارو بزنم.»
“I like to paddle in calm waters.”
عمل مشابه؛ معمولاً row با پاروهای بزرگتر است و paddle با پاروهای کوچکتر.
Similar action, ‘row’ often uses oars; ‘paddle’ uses smaller tools.