در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
زائر، به ویژه کسی که از سرزمین مقدس با شاخه نخل بازگشته بود.
A pilgrim, especially one who had returned from the Holy Land with a palm branch.
«پالمر شاخه نخل خود را به عنوان گواه سفرش نشان داد.»
“The palmer showed his palm branch as proof of his journey.”
«در قرون وسطی، پالمر منظرهای رایج بود.»
“In medieval times, palmer was a common sight.”
رسمی/ادبی. «زائر» یک اصطلاح کلی برای کسی است که به دلایل مذهبی به مکانی مقدس سفر میکند. 'پالمر' نوع خاصی از زائر است که از نظر تاریخی با حمل شاخههای نخل از سرزمین مقدس مرتبط است، بنابراین 'زائر' میتواند جایگزین 'پالمر' شود اما 'پالمر' همیشه نمیتواند جایگزین 'زائر' شود.
Formal/literary. 'Pilgrim' is a general term for someone who journeys to a sacred place for religious reasons. 'Palmer' is a specific type of pilgrim historically associated with carrying palm branches from the Holy Land, so 'pilgrim' can replace 'palmer' but 'palmer' cannot always replace 'pilgrim'.