در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چیزی که در کف دست مخفی یا نگه داشته شده باشد.
Having something concealed or held in the palm of one's hand.
«او سکه را در طول نمایش در کف دستش مخفی کرد.»
“He palmed the coin during the trick.”
«جادوگر کارت را بهخوبی در کف دستش مخفی کرده بود.»
“The magician had palmed the card carefully.”
رایج. از نگاه پنهان شده، وقتی منظور اشیای پنهان است جایگزین شود.
Common. Hidden from view, can replace "palmed" when referring to hidden objects.