pander

pan·der/ˈpændər/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): panderedpast participle (مفعولی): pandered-ing (حال): pandering3rd (سوم): panders

فعل — تن دادن به

تن دادن بهدامن زدن بهخدمت کردن به امیال ناپسند

(میل، نیاز یا عادت غیراخلاقی یا ناخوشایند یا شخصی با چنین میلی و غیره) را ارضا کردن یا افراط کردن در آن.

To gratify or indulge (an immoral or distasteful desire, need, or habit or a person with such a desire, etc.).

«سیاستمداران اغلب برای کسب رأی به حداقل مشترک مردم دامن می‌زنند.»

Politicians often pander to the lowest common denominator for votes.

«او متهم شد که به غرایز پست مخاطبان دامن می‌زند.»

He was accused of pandering to the audience's basest instincts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
indulgeافراط کردن

رایج. اجازه دادن به خود برای لذت بردن از چیزی، اغلب به درجه افراطی، یا ارضای یک میل. 'Pander' به طور خاص به برآورده کردن تمایلات پست یا غیراخلاقی برای منفعت شخصی اشاره دارد، در حالی که 'indulge' می‌تواند خنثی یا حتی مثبت باشد. مثلاً «او در یک خرید افراطی افراط کرد» در مقابل «او به خشم اوباش دامن زد».

Common. To allow oneself to enjoy the pleasure of something, often to an excessive degree, or to satisfy a desire. 'Pander' specifically implies catering to base or immoral desires for one's own gain, while 'indulge' can be neutral or even positive. 'She indulged in a shopping spree' vs 'He pandered to the mob's anger'.

caterپذیرایی کردن

رایج. فراهم کردن آنچه مورد نیاز یا مطلوب است، اغلب غذا یا خدمات. در حالی که 'pander' به ارضای امیال پست برای منفعت شخصی اشاره دارد، 'cater' معمولاً خنثی و اغلب مثبت است و به برآورده کردن نیازها یا سلیقه‌های مشروع اشاره دارد. مثلاً «ما برای عروسی‌ها پذیرایی می‌کنیم» در مقابل «رسانه‌ها به ترس عمومی دامن زدند».

Common. To provide what is needed or desired, often food or services. While 'pander' implies satisfying base desires for personal gain, 'cater' is usually neutral and often positive, referring to meeting legitimate needs or tastes. 'We cater for weddings' vs 'The media pandered to public fear'.

2noun (اسم)formalplural (جمع): panders

اسم — دلال روسپی

دلال روسپیقواد

شخصی که فاحشه برای دیگران فراهم می‌کند؛ دلال روسپی.

A person who furnishes prostitutes for others; a procurer.

«سازمان جنایتکار برای مدیریت فعالیت‌های غیرقانونی خود یک دلال روسپی استخدام کرده بود.»

The criminal organization employed a pander to manage their illicit activities.

«او به اتهام قواد بودن دستگیر شد.»

He was arrested on charges of being a pander.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pimpدلال روسپی

غیررسمی/عاميانه. یک اصطلاح رایج‌تر و اغلب تحقیرآمیز برای کسی که فاحشه‌ها را کنترل می‌کند و مشتری برای آنها فراهم می‌کند. 'Pander' در این معنا خاص رسمی‌تر و کمتر خشن از 'pimp' است، اگرچه هر دو به یک نقش اشاره دارند.

Informal/slang. A more common and often derogatory term for someone who controls prostitutes and arranges clients for them. 'Pander' is more formal and less harsh than 'pimp' in this specific sense, though both refer to the same role.

procurerدلال

رسمی/حقوقی. کسی که زنان را برای استثمار جنسی به دست می‌آورد. 'Procurer' یک اصطلاح بسیار رسمی و حقوقی برای این نقش است که اغلب در اسناد رسمی استفاده می‌شود. 'Pander' را می‌توان به طور گسترده‌تری برای برآورده کردن امیال استفاده کرد، اما به عنوان اسم، مستقیماً با 'procurer' مطابقت دارد.

Formal/legal. Someone who obtains women for sexual exploitation. 'Procurer' is a very formal and legal term for this role, often used in official documents. 'Pander' can be used more broadly for indulging desires, but as a noun, it directly corresponds to 'procurer'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000