panfry

pan·fry/ˈpæn.fraɪ/
pana cooking vesselfryto cook in hot fat
verb (فعل)commonpast (گذشته): panfriedpast participle (مفعولی): panfried-ing (حال): panfrying3rd (سوم): panfries

فعل — سرخ کردن در ماهی‌تابه

سرخ کردن در ماهی‌تابه

سرخ کردن سریع غذا با مقدار کمی روغن یا چربی در ماهی‌تابه.

To fry food quickly in a small amount of oil or fat in a pan.

«سبزیجات را تا زمانی که قهوه‌ای طلایی شوند سرخ کن.»

Panfry the vegetables until golden brown.

«او ماهی را با روغن زیتون در ماهی‌تابه سرخ کرد.»

She panfried the fish with olive oil.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000