در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
پسر جوانی که روزنامه را به خانه مشترکان میرساند.
A boy who delivers newspapers to subscribers' homes.
«پسر روزنامهبر صبح زود میآید.»
“The paperboy arrives early in the morning.”
«او در تابستان به عنوان پسر روزنامهبر کار میکرد.»
“She used to be a paperboy during summer.”