parabola

par·a·bo·la/pəˈræb.ə.lə/
noun (اسم)formalplural (جمع): parabolas

اسم — چکاد

چکادمنحنی سهمی

منحنی متقارن باز که از تقاطع مخروط با صفحه‌ای موازی کنار آن به وجود می‌آید.

A symmetrical open curve formed by the intersection of a cone with a plane parallel to its side.

«مسیر توپ پرت‌شده منحنی سهمی را دنبال می‌کند.»

The path of the thrown ball follows a parabola.

«ظرف ماهواره به شکل یک چکاد است.»

The satellite dish is shaped like a parabola.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000