parenting

par·ent·ing/ˈpɛərəntɪŋ/
parenta mother or father-ingaction or process
noun (اسم)common

اسم — فرزندان‌داری

فرزندان‌داریتربیت فرزند

فعالیت یا فرایند تربیت و مراقبت از فرزندان.

The activity or process of raising and caring for children.

«فرزندان‌داری خوب نیاز به صبر دارد.»

Good parenting requires patience.

«آن‌ها در سمیناری درباره مهارت‌های فرزندپروری شرکت کردند.»

They attended a seminar on parenting skills.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000