passen

pas·sen/ˈpɑːsən/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): passenedpast participle (مفعولی): passened-ing (حال): passening3rd (سوم): passens

فعل — گذر کردن

گذر کردنرد شدن

گذشتن یا رد شدن، به‌ویژه در زبان آلمانی (شکل کهن در انگلیسی).

To pass or go by, especially in German (archaic form in English).

«او در مسیر خود از کنار خانه خواهد گذشت.»

He will passen by the house on his way.

«یک کالسکه در خیابان عبور کرد.»

A carriage passeden down the street.

تفاوت با واژه‌های مشابه
passعبور کردن

معمولی. معادل امروزی در انگلیسی.

Common. Modern English equivalent.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000