adjective (صفت)common
صفت — چسبانده شده
چسبانده شدهالصاق شده
محکم چسبانده یا متصل شده با چسب یا مادهای شبیه خمیر.
Attached or stuck firmly using paste or glue.
«عکس روی دفترچه یادگاری چسبانده شده بود.»
“The photo was pasted on the scrapbook.”
«او برچسب را روی جعبه چسباند.»
“She pasted the label onto the box.”
تفاوت با واژههای مشابه
glued— چسبانده شده
روزمره. معنای مشابه برای چسباندن با چسب.
Everyday. Similar meaning for being attached with glue.