در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
بخشی از پای اسب که بین مچ پا (فتلاک) و سم قرار دارد.
The part of a horse's foot between the fetlock and the hoof.
«اسب در طول مسابقه به پاسترن خود آسیب زد.»
“The horse injured its pastern during the race.”
«او به آرامی پاسترن اسب را نوازش کرد.»
“She gently stroked the horse's pastern.”