در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
ابراز عشق و وفاداری به کشور خود.
Showing love and devotion to one’s country.
«او پرچم را با عشق به وطن تکان داد.»
“She waved the flag patriotically.”
«سخنرانی بسیار وطنپرستانه بود.»
“The speech was very patriotic.”
رسمی. بار سیاسی بیشتر؛ به دلیل معنی شدیدتر همیشه قابل جایگزینی نیست.
Formal. More political; not always interchangeable due to stronger connotations.