patter

pat·ter/ˈpætər/
verb (فعل)commonpast (گذشته): patteredpast participle (مفعولی): pattered-ing (حال): pattering3rd (سوم): patters

فعل — ضربه ملایم زدن

ضربه ملایم زدنتکان خوردن

ایجاد کردن صدایی پی در پی و سبک مانند ضربه‌های سریع و نرم.

To make a repeated light tapping or tapping sound, often softly and quickly.

«باران تمام شب به پنجره کوبید.»

Rain pattered against the window all night.

«پنجه‌های بچه گربه روی زمین تکان خورد.»

The kitten’s paws pattered on the floor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
tapکوبیدن

رایج و در زمینه صدای ضربه‌های سبک تکراری قابل تعویض است.

Common and interchangeable in the context of light repeated tapping sounds.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000