pealing

peal·ing/ˈpiːlɪŋ/
pealloud ringing sound
verb (فعل)formalpast (گذشته): pealedpast participle (مفعولی): pealed-ing (حال): pealing3rd (سوم): peals

فعل — زنگ زدن

زنگ زدنبه صدا درآمدن

به صورت بلند و مکرر، به‌خصوص زنگ‌ها، به صدا درآمدن

ringing loudly and repeatedly, especially bells

«زنگ‌ها در سرتاسر شهر به صدا درآمدند.»

Bells were pealing across the town.

«زنگ‌های کلیسا ساعت‌ها به صدا درآمد.»

The church bells kept pealing for hours.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ringingزنگ زدن

متداول. اصطلاح کلی برای صدای زنگ که در بسیاری از موارد با pealing هم‌معنی است.

Common. General term for bell sounds, synonymous with pealing in many contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000