pegged

/pɛɡd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): peggedpast participle (مفعولی): pegged-ing (حال): pegging3rd (سوم): pegs

فعل — محسوب کرد

محسوب کردتعیین کرد

چسبانده یا محکم ثابت شده (گذشته فعل peg)

Fixed or attached firmly (past tense of peg)

«آنها قیمت‌ها را با تورم تنظیم کردند.»

They pegged the prices to inflation.

«چادر به زمین محکم بسته شد.»

The tent was pegged to the ground.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fixedثابت شده

رایج؛ در مواقعی که یعنی محکم وصل شده یا با مقدار مشخص تنظیم شده، جایگزین peg می‌شود.

Common. Interchangeable in contexts meaning firmly attached or set at a certain value.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000