در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چوب کوچک یا میخی که برای آویزان کردن یا محکم کردن چیزها به کار میرود.
A small stick or pin used to hang things or fasten objects.
«کتش را روی میخ چوبی آویزان کرد.»
“She hung her coat on the wooden peg.”
«لباسها روی گیرهها بیرون در حال خشک شدن بودند.»
“The clothes were drying on pegs outside.”
روزمره. معمولاً کوچکتر و نازکتر از peg است و برای اتصال پارچه یا کاغذ به کار میرود.
Everyday. Usually smaller and thinner than a peg, used for fastening fabric or papers.
روزمره. جسم خمیده برای آویزان کردن چیزها؛ لزوماً میخ نیست ولی عملکرد مشابه دارد.
Everyday. A curved object for hanging things; not always a peg but similar function.
چسباندن یا محکم کردن چیزی با استفاده از میخ یا چوب کوچک.
To fasten or fix something with pegs.
«قبل از باران چادر را به زمین میخ کردند.»
“We pegged the tent to the ground before the rain.”
«سایهبان را میخ کرد تا باد آن را نبرد.»
“He pegged the tarp to prevent it from blowing away.”