pegging

peg·ging/ˈpɛɡɪŋ/
pega small cylindrical pin-ingpresent participle
noun (اسم)common

اسم — میخ‌کوبی

میخ‌کوبیتعیین قیمت

عمل ثابت کردن یا محکم کردن با میخ‌های کوچک؛ همچنین برای تعیین قیمت یا نرخ استفاده می‌شود.

The act of fixing or securing something with pegs; also used for fixing a price or rate.

«آنها قیمت‌ها را به تورم قیچی کرده‌اند.»

They are pegging the prices to inflation.

«پس از کوبیدن میخ‌ها، چادر محکم بود.»

The tent was sturdy after pegging it firmly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fixingتعیین کردن

رایج. در امور مالی به معنای تثبیت قیمت است؛ در برخی زمینه‌ها قابل جایگزینی است.

Common. Used in financial context as price fixing; interchangeable in some economic settings.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000