penciled

pen·cled/ˈpɛn.səld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): penciledpast participle (مفعولی): penciled-ing (حال): penciling3rd (سوم): pencils

فعل — نوشت

نوشترسم کرد با مداد

گذشته فعل pencil؛ نوشتن یا کشیدن به صورت سبک با مداد.

Past tense of 'pencil'; to write, draw, or mark lightly with a pencil.

«او یادداشت‌ها را در دفترش با مداد نوشت.»

She penciled the notes in her notebook.

«هنرمند ابتدا طرح کلی را با مداد کشید.»

The artist penciled the outline before painting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sketchedطرح زد

رایج. به معنی کشیدن طرح به صورت سبک، در زمینه هنری قابل جایگزین.

Common. To draw lightly, often interchangeable in artistic contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000