sketched

/skɛtʃt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): sketchedpast participle (مفعولی): sketched-ing (حال): sketching3rd (سوم): sketches

فعل — طرح‌زدن

طرح‌زدنرسم کنایه‌ای

طرح ساده یا سریع چیزی را کشیدن یا رسم کردن.

Made a quick or rough drawing or outline of something.

«او در چند دقیقه یک پرتره کشید.»

She sketched a portrait in minutes.

«او به سرعت صحنه را طرح زد.»

He sketched the scene quickly.

تفاوت با واژه‌های مشابه
drawکشیدن

رایج. اصطلاح کلی که شامل طرح‌های دقیق هم می‌شود.

Common. General term, includes detailed drawings too.

outlineخط کلی

رایج. کشیدن شکل کلی یا خطوط حاشیه؛ مشابه sketch است.

Common. Drawing just the main shape or contours; similar to sketch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000