در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
قطعهای از زیورآلات که از زنجیری که به گردن آویخته میشود آویزان است.
A piece of jewelry that hangs from a chain worn around the neck.
«او یک آویز طلایی به شکل قلب پوشیده بود.»
“She wore a gold pendant shaped like a heart.”
«آویز گردنبند او در نور میدرخشید.»
“The pendant on her necklace sparkled in the light.”