در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
عمل طراحی کردن، نوشتن یا علامتگذاری با مداد.
The action of drawing, writing, or marking with a pencil.
«مهارتهای مدادکشی او با تمرین بهتر شد.»
“Her pencilling skills improved with practice.”
«معمار شروع به طراحی اولیه طرحها با مداد کرد.»
“The architect began pencilling the initial designs.”
روزمره. اغلب به معنای یک طراحی سریع و ناتمام است، نه لزوماً با مداد. 'او بعدازظهر را به طراحی در دفترش گذراند' درست است. میتواند برای هنر استفاده شود.
Everyday. Often implies a quick, rough drawing, not necessarily with a pencil. 'She spent the afternoon sketching in her notebook' works. Can be used for art.
روزمره. یک اصطلاح گستردهتر برای ایجاد تصویر روی سطح، با استفاده از ابزارهای مختلف، نه فقط مداد. 'او از نقاشی کردن منظرهها لذت میبرد' درست است. کلیتر از 'pencilling'.
Everyday. A broader term for creating images on a surface, using various tools, not just pencils. 'He enjoys drawing landscapes' works. More general than 'pencilling'.
یک طراحی یا طرح اولیه که با مداد کشیده شده است.
A drawing or sketch made with a pencil.
«طراحی مدادی روی دیوار بسیار با جزئیات بود.»
“The pencilling on the wall was very detailed.”
«او تمام طراحیهای مدادی اولیه خود را در یک پوشه مخصوص نگهداری میکرد.»
“He kept all his early pencillings in a special folder.”
روزمره. یک طراحی یا نقاشی ناتمام یا خشن، که اغلب به عنوان مطالعه اولیه انجام میشود. میتواند با هر ابزاری ساخته شود. 'او یک طرح سریع از ساختمان جدید را به من نشان داد.'
Everyday. A rough or unfinished drawing or painting, often done as a preliminary study. Can be made with any tool. 'She showed me a quick sketch of the new building.'
روزمره. یک اصطلاح کلیتر برای تصویری که روی سطح ایجاد شده است. میتواند به یک اثر هنری تمام شده اشاره کند. 'او نقاشیهای زیبا زیادی در نمونهکارهایش دارد.'
Everyday. A more general term for an image created on a surface. Can refer to a finished piece of art. 'He has many beautiful drawings in his portfolio.'