در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
دریافتکننده حقوق مستمری معمولاً پس از بازنشستگی یا پایان خدمت.
Provided with or receiving a pension, often after retirement from service or employment.
«او یک افسر ارتش بازنشسته با حقوق است.»
“He is a pensioned army officer.”
«بسیاری از کارمندان بازنشسته با حقوق، کار پارهوقت را ترجیح میدهند.»
“Many pensioned workers prefer part-time jobs.”
رایج. در مواردی که شخصی بازنشسته شده و مستمری میگیرد قابل جایگزینی است؛ مثلاً «یک معلم بازنشسته» برابر «یک معلم دارای مستمری». در معانی دیگر به کار نمیرود.
Common. Interchangeable in contexts referring to someone who stopped working and receives a pension, e.g., 'a retired teacher' equals 'a pensioned teacher'. Not used for other meanings.