peppy

pep·py/ˈpɛpi/
pepenergy, liveliness-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): peppiersuperlative (عالی): peppiest

صفت — پرشور

پرشورپرانرژی

پر از انرژی، شاداب و سرزنده.

Full of energy, lively, and cheerful.

«تیم قبل از مسابقه احساس انرژی داشت.»

The team felt peppy before the match.

«او همیشه صبح‌ها پرانرژی و شاداب است.»

She is always peppy and upbeat in the mornings.

تفاوت با واژه‌های مشابه
energeticپویا

متداول. معنی مشابه با تأکید بر انرژی فیزیکی؛ اغلب قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning emphasizing physical energy; often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000