در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از درون یا از میان چیزی عبور کردن یا در همه بخشهای آن پخش شدن.
To spread or pass through every part of something.
«بوی ادویهها در آشپزخانه پراکنده شد.»
“The smell of spices permeated the kitchen.”
«نور از میان هوای مهآلود عبور میکند.»
رسمی/متداول. وقتی چیزی از میان مادهای عبور میکند، قابل جایگزینی است؛ مثلاً «نور از شیشه نفوذ میکند». برای پخش احساسات کاربرد ندارد.
Formal/common. Interchangeable when referring to something passing through a substance, e.g. 'light penetrates glass'. Not used for spreading emotions.
روزمره. در زمینه توزیع یا پراکندگی جایگزینپذیر است ولی معنی کلیتری دارد؛ برای چیزهای فیزیکی و انتزاعی کاربرد دارد.
Everyday. Interchangeable in contexts of distribution or diffusion, but more general. Works for both physical and abstract things.