pettifogging

pet·ti·fog·ging/ˈpɛtiˌfɒɡɪŋ/
pettysmall or trivialfogobscure, confuse-ingpresent participle suffix
adjective (صفت)formal

صفت — کوچک‌مغزانه

کوچک‌مغزانهریزبینانه

تمرکز بر جزئیات کوچک و ناچیز، به‌ویژه به طور منفی یا بیش از حد نقادانه.

Characterized by focusing on trivial or minor details, especially in a negative or overcritical way.

«او به خاطر ریزبینی بیش از حد درباره جزئیات قرارداد متهم شد.»

He was accused of pettifogging over contract details.

«وکلای کوچک‌مغزانه بی‌دلیل پرونده‌ها را به تأخیر می‌اندازند.»

Pettifogging lawyers delay cases unnecessarily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
pettifoggingریزبینانه

رسمی. عمدتاً برای انتقاد از رفتارهای ناچیز یا ناپسند استفاده می‌شود.

Formal. Used mainly to criticize trivial or dishonest behavior.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000