phonecard

phone·card/ˈfəʊnkɑːd/
phonerelated to telephonecarda flat, stiff piece of paper or plastic
noun (اسم)commonplural (جمع): phonecards

اسم — کارت تلفن

کارت تلفنکارت مکالمه

کارتی که به دارنده آن اجازه می‌دهد تا سقف مبلغ مشخصی، معمولاً از پیش پرداخت شده، با تلفن تماس بگیرد.

A card that allows the holder to make telephone calls up to a specified monetary value, typically prepaid.

«من یک کارت تلفن خریدم تا با خانواده‌ام در خارج از کشور تماس بگیرم.»

I bought a phonecard to call my family internationally.

«تلفن‌های عمومی اغلب به کارت تلفن یا سکه نیاز داشتند.»

Public phones often required a phonecard or coins.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000