اسم — رنگدانهها
ماده رنگی طبیعی بافت حیوان یا گیاه. همچنین، مادهای که برای رنگآمیزی یا نقاشی استفاده میشود، به ویژه پودری خشک که با آب یا روغن مخلوط میشود تا رنگ یا جوهر را تشکیل دهد.
Natural coloring matter of animal or plant tissue. Also, a substance used for coloring or painting, especially a dry powder that, when mixed with water or oil, forms paint or ink.
«ملانین رنگدانهای است که مسئول رنگ پوست و مو است.»
“Melanin is a pigment responsible for skin and hair color.”
«هنرمندان رنگدانهها را آسیاب میکنند تا رنگهای خود را بسازند.»
“Artists grind pigments to make their own paints.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. یک اصطلاح کلی برای هر رنگ. 'Pigments' به طور خاص به مادهای اشاره دارد که رنگ تولید میکند، در حالی که 'colors' میتواند به حس بصری رنگ اشاره داشته باشد. شما رنگدانهها را با هم مخلوط میکنید تا رنگها را ایجاد کنید.
Common. A general term for any hue. 'Pigments' specifically refers to the material that produces the color, whereas 'colors' can refer to the visual sensation. You mix pigments to create colors.
متداول. موادی که به داخل مواد نفوذ کرده و آنها را به طور دائم رنگ میکنند، اغلب در مایع حل میشوند. 'Pigments' معمولاً ذرات نامحلولی هستند که روی سطح مینشینند، در حالی که 'dyes' توسط ماده جذب میشوند.
Common. Substances that penetrate and permanently color materials, often dissolved in a liquid. 'Pigments' are typically insoluble particles that sit on the surface, while 'dyes' are absorbed by the material.
فعل — رنگ کردن
رنگ کردن یا اعمال رنگدانه بر چیزی.
To color or apply pigment to something.
«رنگ، پارچه را به طور یکنواخت رنگ میکند.»
“The dye pigments the fabric evenly.”
«سلولها عنبیه را رنگ میکنند تا به آن رنگ بدهند.»
“Cells pigment the iris to give it color.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. یک اصطلاح کلی برای افزودن رنگ. 'Pigment' به طور خاص به استفاده از یک ماده رنگدانه اشاره دارد. شما یک نقاشی را 'رنگ' میکنید، اما یک ماده شیمیایی یک پارچه را 'پیگمنت' میکند.
Common. A general term for adding color. 'Pigment' specifically implies using a pigmentary substance. You 'color' a drawing, but a chemical 'pigments' a fabric.
متداول. تغییر رنگ چیزی با خیساندن آن در یک محلول. 'Pigment' به معنای پوشاندن سطح است، در حالی که 'dye' به معنای جذب است.
Common. To change the color of something by soaking it in a solution. 'Pigment' suggests coating the surface, while 'dye' suggests absorption.