pigpen

pig·pen/ˈpɪɡpɛn/
piga domestic hogpenan enclosure for animals
1noun (اسم)commonplural (جمع): pigpens

اسم — خوکدانی

خوکدانیآغل خوک

محوطه‌ای که خوک‌ها در آن نگهداری می‌شوند.

An enclosure where pigs are kept.

«کشاورز هر هفته خوکدانی را تمیز می‌کرد.»

The farmer cleaned out the pigpen every week.

«بوی خوکدانی بسیار تند بود.»

The smell from the pigpen was very strong.

تفاوت با واژه‌های مشابه
styخوکدانی

عادی. 'Sty' مترادف مستقیم 'pigpen' است و اغلب بر ماهیت کثیف و نامرتب آن تأکید دارد. 'Pigpen' و 'sty' برای محوطه واقعی تا حد زیادی قابل تعویض هستند.

Common. 'Sty' is a direct synonym for a pigpen, often emphasizing its dirty, untidy nature. 'Pigpen' and 'sty' are largely interchangeable for the literal enclosure.

2noun (اسم)informalplural (جمع): pigpens

اسم — کثافت‌خانه

کثافت‌خانهخراب‌شده

مکانی بسیار کثیف یا نامرتب.

A very dirty or untidy place.

«اتاق او یک کثافت‌خانه کامل بود.»

His room was a complete pigpen.

«باورم نمی‌شود در چنین خراب‌شده‌ای زندگی می‌کنی!»

I can't believe you live in such a pigpen!

تفاوت با واژه‌های مشابه
messشلوغی

روزمره. 'Mess' یک اصطلاح کلی برای حالت نامرتب یا کثیف است. 'Pigpen' اصطلاحی بسیار قوی‌تر و گیرا‌تر است که به سطح شدید کثیفی یا بی‌نظمی اشاره دارد و آن را با جایی که خوک‌ها زندگی می‌کنند مقایسه می‌کند. 'اتاق او شلوغ است' رایج است، 'اتاق او کثافت‌خانه است' تأکید بیشتری دارد.

Everyday. 'Mess' is a general term for an untidy or dirty state. 'Pigpen' is a much stronger, more evocative term that implies an extreme level of dirtiness or disorder, comparing it to where pigs live. 'His room is a mess' is common, 'His room is a pigpen' is more emphatic.

dumpآشغال‌دانی

غیررسمی. 'Dump' به مکانی اشاره دارد که زباله در آن دور ریخته می‌شود یا مکانی که فوق‌العاده کثیف و نادیده گرفته شده است. 'Pigpen' بر شرایط زندگی کثیف و نامنظم یک مکان، اغلب یک اتاق یا خانه، تأکید دارد.

Informal. 'Dump' refers to a place where trash is discarded or a place that is extremely dirty and neglected. 'Pigpen' emphasizes the dirty and disorganized living conditions of a place, often a room or house.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000